صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

کتاب سمک عیار کهن ترین نمونۀ داستان پردازی درادبیات فارسی از قرن ششم است . داستان هایی از این دست که شکلی عامیانه دارد ، سالیان دراز سینه به سینه درمیان مردم این سرزمین گشته و آنان را شاد و سرگرم کرده است.

نویسنده : باقر خلیلی
همان گونه که دکتر پرویز ناتل خانلری در مقدمۀ کتاب « سمک عیار » گفته است : « از داستان سمک عیار و مؤلف آن در هیچ کتاب و تذکره‌ای اثری نیست و تمام اطلاعاتی که ازنویسنده یا راوی داستان ذکر می شود؛ از متن اصلی داستان به دست می آید »
نام مؤلف یا گرد آورندۀ داستان سمک عیار در مقدمۀ جلد سوم « فرامرز بن خداداد بن عبدلله الکاتب الارجانی » گفته شده که گویا این داستان را از زبان یکی از قصه گویان به نام « صدقه بن ابی القاسم » فراهم آورده و نوشته است .
« اما بعد کاردان سخن شناس و نکته پرداز سخن ساز که این قصۀ شوق و فراق را بنیاد گذارده ... فرامرز بن خداداد بن عبدلله الکاتب الارجانی است »

به گفتۀ دکتر پرویز ناتل خانلری « زمان تألیف و تدوین داستان به ضرس قاطع مشخص نیست و فقط با استناد به ابیاتی که در متن داستان از شاعران قرن پنجم و ششم مانند قطران تبریزی ، مسعود سعد سلمان ، امیر معزی ، فخری گرگانی و گاهی سعدی آمده است و با توجه به نام‌های خاص ترکی مانند سمارق ، سنجر ، قیماز ، قزل ملک و قاورد شاه و… می توان گمان برد که تاریخ تألیف داستان بیش از اواخر دورۀ سلجوقی نیست .
به باور دکترذبیح الله صفا : « داستان سمک عیٌار به دلیل شهرتی که داشته ، تمام آن یا این که قسمت هایی ازآن به شکل منظوم در آمده بوده است . زیرا در کتاب سمک عیٌار ابیاتی دیده می شود که با موضوع مرتبط بوده،ولی سرایندۀ آن ها مشخص نیست .
« عالم افروز [ لقب سمک ] در سخن گفتن وی بازمانده بود که سخن نیکو می گفت ، با خود در اندیشه بود که این کیست ؟ تا گفت ای زن من تو را به هیچ گونه نمی شناسم و مرا دردل [ نمی ] آید که تو کیستی ؟ سمن رخ گفت : نیکو گفته اند در این معنی . شعر :

چه پرسی از من ونام و نشانم که من نام و نشانت نیک دانم
توخود هستی سمک مردزمانه به مردی درجهان هستی یگانه
چو تومردی به عالم هیچ مادر نزاده ست و نزاید بیش و کمتر »

موضوع اصلی داستان سمک عیّار همان گونه که از نام آن برمی آید، شرح دلاوری ، بی باکی و چالاکی عیّاران و روشن کردن جایگاه این گروه در ساختار حکومت است . در بخش داستان فرهنگ خلاصه ی این داستان کهن را می خوانید .این سخن دنباله دارد . نقل خواهیم کرد . والسلام

مرتبط با این خبر

  • حضور نیکولا فیلیبر در دوازدهمین جشنواره سیننما حقیقت

  • « بلندی های بادگیر»

  • گفتگو با حامد محضر نیا خواننده جوان انقلاب

  • رئیس خانه کتاب در استودیو "چهل برگ"

  • شنیدنی های تاریخ: زندگی میرزا عبدالغفارخان نجم الدوله

  • روند فعالیت های خانه کتاب بعد از انقلاب

  • چگونه برخوردهای شدید عصبی تبدیل به بحران می شوند؟

  • دوازدهمین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینما

  • « شبهای روشن »

  • سفرنامه هنری پاتینجر